مرتضى مطهرى

432

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

داريم . بسيارى از اندامها و مزه‌ها و بويها را از راه ادراك حسى نه از راه خيال ، « خوب » مىشماريم و بسيارى ديگر را مانند آواز الاغ و مزهء تلخى و بوى مردار « بد » مىشماريم و ترديد نداريم . ولى پس از تأمل نمىتوان خوبى و بدى آنها را مطلق انگاشته و به آنها واقعيت مطلق داد زيرا مىبينيم جانوران ديگرى نيز هستند كه روش آنها به خلاف روش ما مىباشد . الاغ آواز خود را دلنواز پنداشته و از وى لذت مىبرد و جانورانى هستند كه از فاصله‌هاى دور به بوى مردار مىآيند و يا مثلًا از مزهء شيرينى نفرت دارند . پس بايد گفت دو صفت « خوبى » و « بدى » كه خواص طبيعى حسى پيش ما دارند « نسبى » بوده و مربوط به كيفيت تركيب سلسله اعصاب يا مغز ما مثلًا مىباشند . پس مىتوان گفت كه خوبى و بدى كه در يك خاصهء طبيعى است ملايمت و موافقت يا عدم ملايمت و موافقت وى با قوه مدركه مىباشد و چون هر فعل اختيارى ما با استعمال نسبت « وجوب » انجام مىگيرد پس ما هر فعلى را كه انجام مىدهيم به اعتقاد اينكه به مقتضاى قوهء فعاله است انجام مىدهيم يعنى فعل خود را پيوسته ملايم و سازگار با قوه فعاله مىدانيم و همچنين ترك را ناسازگار مىدانيم . در مورد فعل ، فعل را « خوب » مىدانيم و در مورد ترك ، فعل را « بد » مىدانيم . از اين بيان نتيجه گرفته مىشود : خوب و بد ( حسن و قبح در افعال ) دو صفت اعتبارى مىباشند كه در هر فعل صادر و كار انجام گرفته ، اعم از فعل انفرادى و اجتماعى ، معتبرند و پوشيده نماند كه « حسن » نيز مانند « وجوب » بر دو قسم است : حسنى كه صفت فعل است فى نفسه و حسنى كه صفت لازم و غير متخلّف فعل صادر است چون وجوب عام ، و بنابراين ممكن است كه فعلى به حسب طبع بد و قبيح بوده و باز از فاعل صادر شود ولى صدورش ناچار با اعتقاد « حسن » صورت خواهد گرفت . 3 . انتخاب اخف و اسهل ( سبكتر و آسانتر ) قواى فعالهء ما كه كارهاى خود را با فكر انجام مىدهند و يا هر قوهء فعاله طبيعى هر گاه با دو فعل مواجه شود كه از جهت نوع ، متشابه ولى از جهت صرف قوه و انرژى ، مختلف يعنى يكى دشوار و پر رنج و ديگرى آسان و بىرنج بوده باشد ناچار قوهء فعاله به سوى كار بىرنج تمايل كرده و كار پر رنج را ترك خواهد گفت و البته علتش اين است كه كار پر رنج در عين حال كه مقتضاى قوهء فعاله است مقرون به عوايق و موانعى است كه با قوه فعاله سازگار نيستند و گاهى كه قوهء فعاله چنين كارى را انجام مىدهد خود كار را مىخواست و از كشيدن رنج و دفع عايق چاره